يعقوب جعفرى

13

سيرى در علوم قرآن ( فارسى )

از اين‌گونه تعبيرات در كتب لغت و تفسير و علوم قرآن بسيار است و ما نمونه‌هائى از آن را نقل كرديم بقيه تكرار همين مطالب است از جمع‌بندى اين گفته‌ها ، نظريات و اقوال زير بدست مىآيد : 1 - قرآن اسم خاص كتاب خداست و نه مشتق است و نه مهموز ( شافعى ) 2 - قرآن از قرن به معنى ضميمه كردن آمده ( اشعرى ) 3 - قرآن از قرء به معنى جمع كردن آمده است ( ابن اثير و ابو اسحق ) 4 - قرآن از قرء به معنى خواندن و قرائت كردن آمده است ( طبرسى و لحيانى ) به اين اقوال دو قول هم از مستشرقين اضافه مىكنيم : 1 - قرآن به معنى تبليغ كردن است ( بلاشر ) « 1 » 2 - قرآن به معنى با صداى بلند و خوش خواندن است ( پطروشفسكى ) « 2 » ما تصور مىكنيم كه قرآن اسم خاص كتاب آسمانى اسلام است و همه معانى ذكر شده را مىتوان در آن لحاظ كرد . وقتى كسى قرآن مىخواند هم كلمات و آيات آن را به يكديگر ضميمه كرده و جمع نموده و هم مىخواند و هم تبليغ مىكند و هم با صداى بلند و خوش مىخواند . ( چون مطالعه بىصدا را نمىتوان قرائت ناميد ) 2 - فرقان : يكى ديگر از نام‌هاى قرآن « فرقان » است كه در چندين آيه از قرآن كريم اين اسم آمده است پيش از آنكه به بحث‌هاى ادبى و لغوى درباره فرقان بپردازيم ، دو نكته را خاطرنشان مىكنيم : 1 - فرقان اسم خاص قرآن نيست و به كتب آسمانى ديگر نيز اطلاق مىشود بطوريكه در خود قرآن به كتاب آسمانى موسى فرقان اطلاق شده است .

--> ( 1 ) - رژى بلاشر ، در آستانه قرآن ص 133 . ( 2 ) - پطروشفسكى ، اسلام در ايران ص 111 .